مهدى فرمانيان

182

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

تبريز به شمار مىرفت . « 1 » سومين طايفهء شيخيه آذربايجان ، خاندان احقاقى است . بزرگ اين خانواده ميرزا محمد باقر اسكويى ( 1230 - 1301 ه . ق ) مىباشد كه از مراجع فقه و داراى رساله عمليه بود . او شاگرد ميرزا حسن مشهور به گوهر ( م 1266 ه . ق ) از شاگردان شيخ احمد احسايى و سيد كاظم رشتى بوده است . فرزند ميرزا محمد باقر ، ميرزا موسى احقاقى ( 1279 - 1364 ه . ق ) نيز از علما و مراجع بزرگ شيخيه است . او كتابى تحت عنوان احقاق الحق نگاشت و در آن عقايد شيخيه را به تفصيل بيان نمود . پس از اين تاريخ ، او و خاندانش به احقاقى مشهور شدند . در اين كتاب برخى آراى شيخيه كرمان و حاج محمد كريم خان مورد انتقاد و ابطال قرار گرفته است . از جمله فرزندان ميرزا موسى احقاقى ، ميرزا على ( 1304 - 1386 ه . ق ) ، ميرزا حسن و ميرزا محمد باقر هستند كه از علماى بزرگ شيخيه بودند . « 2 » هم‌اينك مركز اين گروه كشور كويت است و رياست آنان را جوانى به نام ميرزا عبد اللّه بر عهده دارد كه مرجع فقهى شيخيه احقاقى مىباشد . شيخيه كرمان و آذربايجان در اعتقادات ، خود را پيرو آراى شيخ احمد احسايى و سيد كاظم رشتى مىدانند ؛ اما در فروع دين و عمل به تكاليف با يكديگر اختلاف‌نظر دارند . كرمانىها از شيوهء اخبارىگرى پيروى مىكنند و به تقليد از مراجع اعتقاد ندارند ؛ اما شيخيه آذربايجان به اجتهاد و تقليد معتقدند و از مراجع تقليد خودشان پيروى مىكنند . البته در عقايد نيز شيخيه آذربايجان بر خلاف شيخيه كرمان ، خود نيز به اجتهاد مىپردازند و آراى شيخ احمد و سيد كاظم را براساس تلقى خودشان از احاديث تفسير مىكنند . علاوه بر اين شيخيه كرمان اعتقاد به ركن رابع دارند و در مقابل ، شيخيه آذربايجان به شدت منكر اعتقاد به ركن رابع مىباشد . به عبارت ديگر شيخيه كرمان اصول دين را در چهار اصل خلاصه كرده‌اند كه عبارتند از : توحيد ، نبوت ، امامت و ركن رابع . همان‌طور كه ملاحظه مىشود ، در تقسيم‌بندى ايشان دو اصل اعتقادى عدل و معاد حذف شده و اصل ديگرى به نام ركن رابع اضافه شده است . كريمخانيه در توجيه اين حذف ، معتقدند كه با اصل توحيد كه اصل شناخت خدا است ، انسان به تمام صفات خداوند پى مىبرد و قائل به صفات ذاتيه و صفات فعليهء او مىگردد و صفت عدل نيز يكى از همين صفات است ، كه با توحيد معرفت به آن حاصل مىشود . بنابراين لازم نيست كه آن را به‌طور محزا از بقيهء صفات ذكر كرد .

--> ( 1 ) . آغابزرگ طهرانى ، پيشين ، ج 1 ، ص 1546 ؛ مرتضى مدرسى ، پيشين ، ص 121 . ( 2 ) . مرتضى مدرسى ، پيشين ، ص 128 ؛ احقاق الحق ، ص 167 ، نجف ، 1385 هجرى .